آیا از اینکه مستقل فکر کنید عاجزید؟ آیا اعتقاد عمومی به پدیده ای باعث اعتقاد شخصی شما به آن پدیده می شود؟ آیا از خواندن و دوباره خواندن یک متن برای بقیه عمرتان لذت می برید؟ اگر پاسختان مثبت است، مذهب برای شماست. یکی را انتخاب کنید، خیلی فرقی نمی کند. در زمان کوتاهی زندگی مفرحی خواهید داشت، مثلا حرف زدن با سقف اتاق وقتی دوزانو نشسته اید، آواز خواندن، پوشیدن لباسهای عجیب، و یا حتی شروع یک جنگ خانمان برانداز با پیروان دین دیگر که یک قرن هم طول بکشد. به زودی دوستان مصمم زیادی مانند خودتان خواهید یافت و از بودن با میلیارد ها آدم هم عقیده با خودتان لذت خواهید برد. صبر کن! بازم هست ، خریدن یک بسته مذهب امروز ، شامل یک پک کامل از کتاب ما "اعتقاد به یه سری چیز میز و تشریفات خنده دار که اصلا با عقل جور در نمیاد و کاملا هدر دادن وقته" میشه که کاملا رایگان هست. نکته مثبت در باره روی آوردن شما به مذهب این است که به خودتان ختم نمی شود، و به زودی متوجه خواهید شد که باید به همه آنهایی که مذهب شما را ندارند نشان دهید چقدر بدبختند، و چطور اگر مثل شما باهوش باشند و به چیزهایی که می گویید اعتقاد بیاورند زندگیشان بهتر خواهد شد. (عوارض جانبی شامل بمب گذاری انتحاری، جنگ های بیهوده، مجازات های غیر موجه، شستشوی مغزی کودکان ، عصبانی شدن وقتی کسی از مذهب بد بگه و جلوگیری از فهمیدن اینکه هرچیزی که تاحالا بهش اعتقاد داشتی یه مشت دروغه که تنها برای تحت کنترل در آوردن آدمایی مثل خودت تو مغزت فرو کردن)
لینک فایل تصویری
۱۳۸۹ خرداد ۳۱, دوشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۲۸, جمعه
من اگر خدا بودم
بزرگترین عذاب اینه که خدا باشی. فکر کن که خودتی و خودت. هیچکس جز تو نیست. چه فایده ای داره که بتونی هر کاری که میخوای بکنی؟ همه چیز بالاخره جذابیتش رو از دست میده. یه روز تصمیم میگیری با این موضوع بجنگی. پس شروع می کنی به درست کردن کلی خرت و پرت که یادت بره تنهایی. با یه دنیا شروع می کنی. مثل یه انفجار بزرگ همینطوری میسازی.
- خب اما اینا که فایده نداره. باید یه چیز دیگه درست کنم. یه چیزی که به یه دردی بخوره. همه اینا که ساختم قبلا هم توی ذهنم بود. آها فهمیدم. زندگی. باید زندگی بسازم.
پس شروع می کنی به ساختن زندگی. از تک سلولی شروع می کنی. اما ارضا کننده نیست. همینطوری بزرگ و بزرگ ترش می کنی. تا بالاخره می رسی به اینجا: اینم از آدم.
- خب حالا که تو اومدی دیگه تنها نیستم.
فکر می کنی همه چیز درست شده. فکر میکنی دیگه تنها نیستی. آدما شروع می کنن به زندگی کردن. دور هم جمع میشن. روستا ، شهر ، کشور ، امپراطوری ، قاره ، زمین. آدما باهات حرف میزنن. برات همه کار می کنن. کم کم تعدادشون زیاد میشه. دارن از زمین هم خارج میشن. منظومه شمسی ، کهکشان راه شیری ...
دیگه خیلی تکراری شدن. همه جا هستن. حوصله ات سر میره. شروع میکنی به بازی کردن باهاشون. اینوریشون می کنی ، اونوریشون می کنی.
نه مثل این که حال نمیده.
حالا چکار کنم؟
نه دوست ندارم خدا باشم. حتی خیالی.
۱۳۸۹ اردیبهشت ۵, یکشنبه
چه چیز ارزشمند است؟
حقیقت شماره 1: عکسی که می بینید سال 1990 توسط شاتل وییجر1 از نزدیکی سیاره زحل گرفته شده. نقطه ای که روی عکس مشخص شده ، زمین ماست. نمیخوام از کیهان و کیهان شناسی صحبت کنم ، فقط به همین نکته بسنده می کنم که فاصله سیاره زحل تا زمین 66.5 دقیقه نوری است. منبع
حقیقت شماره 2: فکر میکنم قدیمی ترین نشانه هایی که از زندگی اجتماعی بشر کشف شده نهایتا مربوط به 15 هزار سال پیش باشه. اما کره زمین 4.5 میلیارد سال سن داره. منبع
نمیخوام با سوال کردن اعتقادات کسی رو به چالش بکشم. حرفم اصلا این نیست. امروز زمین محل زندگی حدودا 7 میلیارد انسانه. این که چه کسی چه اعتقادی داره اصلا مهم نیست. چیزی که اهمیت داره ، اینه که اعتقاد هرکس چه تاثیری روی زندگی بقیه انسان ها داره. اگر با انصاف نگاه کنیم ، حکومت های دیندار و بی دین بسیاری بودن که قوانین بشری رو زیر پا گذاشتن. اصولا حساب اعتقادات باید از حکومت ها جدا بشه (آخ که اگه میشد چقدر خوب بود). صرف نظر از تاثیرات دین و خداباوری توی حکومت و کشورداری و ... میخوام به بررسی این موضوع در حد فردی بپردازم.
هر تفکری با تعریف ارزش و ضد ارزش معنی میشه و با چارچوب هایی که مشخص می کنه طرفدار های خاص خودشو پیدا میکنه. این تفکرها معمولا توسط یک یا چند فرد ابداع می شن و در نهایت اسم دین یا فرقه یا هر چیز دیگه ای می گیرن. اما من فکر میکنم در کنار همه این تفکرات مغز انسان طی فرایند تکاملی به تفکری عمومی رسیده باشه. چیزی که بهش میگن خرد جمعی.
نمیخوام اینجا از ارزش های شخصی خودم حرف بزنم. انسان به طور عادی احساس خوبی به پدر و مادرش داره ، بی دلیل هم نیست چون اونها بودن که ما رو زنده نگه داشتند. قانون تکامل میگه این مسئله مطلوبه. کاری ندارم به این که این روزها شاید خیلی ها از زندگی دل خوشی نداشته باشند و بخوان که زودتر مرگ رو تجربه کنن. اکثر تجربیات اجتماعی دیگر هم به دلیل تدوام در اجتماع به تکاملی نسبی رسیده اند. مثلا انسان ها معمولا دوست دارن حرف راست بشنوند. این نشون میده که معتقدند "حرف راست خوبه" و در مقابل "دروغ بده".
امروزه علم کم کم داره ثابت میکنه که هر اتفاق احساسی (ناراحتی ، ترس ، خوشحالی و ...) که برای ما میافته کنش ها و واکنش های شیمیایی هستند که در مغز یا جاهای دیگه بدن اتفاق میافته. فکر میکنم اندروفین بهترین مثال باشه و نیازی به توضیح هم نداره. اما حالا که فعلا راهی برای کنترل تمام حس ها مون رو نداریم چی؟
اگر بخوایم نگاهی کاملا علمی و بدور از احساس داشته باشیم ، قاعدتا هر چیزی که به بدن ضرر میرسونه طبق نظریه تکامل بده ، پس هر کاری که باعث بشه کنش یا واکنشی در بدن صورت بگیره که برای بدن خوب نباشه ، خوب نیست. از همین جا میتونیم اعمال و حرکات اجتماعی رو ارزیابی کنیم و برچسب خوب یا بد بهشون بزنیم.
اما اگر بخوایم یه کم با احساس خودمون قضاوت کنیم چی؟
من می گم توی این دنیا به این بزرگی ، که بود و نبود نه تنها ما آدمها ، بلکه کره زمین و حتی منظومه شمسی ، هیچ تاثیری توی کیهان نداره و با توجه به این که ما انسان ها به طور فردی که خیلی کوتاه و بطور کلی هم زمان کمی فرصت حیات داریم ، چرا باید کاری کنیم که لذت نبریم؟ چرا باید کاری کنیم که دیگران لذت نبرن؟ حالا که دیگه هستیم و تنها چیزی که تقریبا ازش مطمئنیم اینه که یه روز خیلی نزدیک میمیریم. چرا باید جوری زندگی کنیم که خودمون یا دیگران از بودنمون لذت نبرن؟
هیچ ارزشی همیشه ثابت نیست (فکر نمی کنم این نیازی به اثبات داشته باشه) ، این ماییم که ارزش و ضد ارزش ها رو میسازیم ، فقط قبل از اینکه خواستیم در مورد هرچیزی قضاوت کنیم و ازش ارزش یا ضد ارزش بسازیم یادمون نره که : توی اون نقطه ای که توی عکس دیدیم ، اثری از هیچ کدوم از قصه هایی که در مورد دیکتاتورها ، امپراطور ها ، حکومت ها ، دانشمند ها ، هنرمند ها ، قهرمان ها و ... (چه خوب و چه بد) شنیدیم ، نیست.
بیایید مهربان باشیم و سعی کنیم زندگی رو به کام خودمون و اطرافیانمون شیرین جلوه بدیم.
دانشمندی که پیشنهاد گرفتن این عکس رو داده بود (کارل سیگان) حرف خیلی زیبایی زد: هیچ کس از آسمان ها نمیاد که ما (انسانها) رو از دست خودمون نجات بده.
۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه
نظرسنجی ، خدا چیست؟
درود به کران به همه دوستان
متاسفانه چون ابزار های بلاگر کامل نیست این نظرسنجی به صورت کامنت برگزار میشه
سوال
صرف نظر از میزان اعتقاد، تعریف شما از خدا چیست؟
نتایج اولین نظرسنجی انجمن
درود بی کران به همه انسان هایی که انسانیت رو پاس می دارند چه بیخدا و چه خداباور
این وبلاگ و وبلاگ های مثل این همیشه همینقدر کم جمعیت بوده اند و فکر میکنم حالا حالا ها وضعیت همین باشه. اولین نظرسنجی سایت پونزده روز پیش تموم شد
نتایج
چهارده نفر از دوستان (که میشه 56% کل شرکت کننده ها) از وجود خدا 100% مطمئن هستند
دو نفر از دوستان (که میشه 8% کل شرکت کننده ها) کمی کمتر از 100% احتمال می دهند
به نظر 2 نفر از دوستان (که میشه 8% کل شرکت کننده ها) 50 ، 50
سه نفر از دوستان (که میشه 12% کل شرکت کننده ها) کمی بیش از 0% درصد
و 4 نفر از دوستان (که میشه 16% کل شرکت کننده ها) مطمئن هستند که خدایی نیست
خوب برای اولین نظرسنجی عالی بود. من اصلا فکر نمی کردم چنین نتایجی بدست بیاد. و اما تحلیل بنده از نتایج نظرسنجی اینه
چهارده نفری از دوستان که 100% از وجود خدا مطمئن هستند، احتمالا تابحال اصلا در این مورد مطالعه ای نداشته و یا اگر هم داشته اند فقط در مورد اثبات خدا و در مدح و ثنا خدا بوده. معمولا در مورد هر موضوعی که می خوایم اظهار نظر کنیم، قبل از داشتن هرگونه اطلاعاتی در موردش، موضع بیطرفانه خواهیم گرفت، اما خدا مسئله ایه که این حرف در موردش صادق نیست. معمولا در وهله اول فرض بودن خدا مطلوبه. از طرفی جامعه ما به طور غالب به نسل ما القا کرده خدایی به نام الله وجود داره و وجودش کاملا واضح و بدون نیاز به اثباته. به این دلایل فکر میکنم که دوستانی که از وجود خدا (و احتمال زیاد الله) 100% مطمئن هستند، اطلاع زیادی در مورد خدا ندارد
چهار نفر از دوستان 100% مطمئن هستند که خدایی نیست. گرچه من خودم یک بیخدا هستم، اما فکر میکنم چنین احتمالی کمی متعصبانه باشه، در مورد مسائل اینچنینی همیشه حداقل کوچکترین درصد برای خطا وجود داره. اما دوستان این گروه صد در صد به جامعه اکتفا نکرده اند و اگر هم مطالعه ای در این مورد نداشته باشند ، حتما خیلی به این موضوع فکر کردن
بقیه دوستان که جمعا چهار نفر میشن (البته با خودم میشه پنج تا) احتمالا هنوز هم در این مورد فکر میکنند و به احتمال زیاد در این مورد مطالعه داشته اند
گرچه جامعه آماری من بسیار کوچیکه اما فکر میکنم درصد های بدست اومده ، در مورد نسل جوون درست باشه که نشون دهنده اهمیت مسئله است. متاسفانه خدا در جامعه ما تعریف نشده. هرکس به یه چیزی میگه خدا. البته در اکثر موارد وقتی از این کلمه استفاده میشه منظور الله هست. صحبت در مورد خدا همواره با محدودیت های زیادی روبرو هست ، اولین دلیلش اینه که اعتقاد به خدا مسئله ای شخصیه. البته این حرف تا وقتی صادقه که با اسم این اعتقاد شخصی به حقوق دیگران تجاوزی صورت نگیره ، که متاسفانه در جامعه کنونی ایران صادق نیست. الله خدایی نیست که بتونه چنین ادعایی داشته باشه. پیروان این خدا سالانه به اسمش انسان های زیادی رو میکشند. البته خدایان دیگر سامی هم دست کمی ندارن. اما فکر میکنم پیروان این خدایان توی دنیا حداقل جامعه خداباوران رو تشکیل داده باشند
توی نظر سنجی دوم سعی بر اینه که تعاریف مختلف خدا گنجونده بشه ، تا بفهمیم که خدای مد نظر دوستانی که موافق یا مخالف وجود خدا هستند ، چه خصوصیاتی داره. مطمئنم که این دفعه نتایج متحیر کننده تری بدست خواهیم آورد
از این به بعد سعی می کنم پست های کوتاه تری بزارم و در عوض تعدادشو زیاد کنم
موفق ، پیروز و سربلند باشید
۱۳۸۸ آذر ۳, سهشنبه
چرا دنیا بدون خدا زیباتره؟
زندگی کوتاه است ، اما بیشترین فرصتی است که در اختیار ماست
درود
قبل از هر چیز بابت اینکه مدتی چیزی ننوشتم معذرت میخوام. دوستی چند روز پیش ازم پرسید وقتی میگی "دنیا بدون خدا زیباتره" ته دلت یه چیزی نمیگه مگه میشه؟ در جواب اون دوستم گفتم که این حرف رو با دلیل می زنم. توی این پست سعی دارم کمی از اون دلایل رو بیان کنم.
مطلبی در سایت سکولاریسم برای ایران از آقای سم هریس و ترجمه آقای فرزاد نازاری نقل شده که خلاصه ای از اون رو براتون می نویسم با کمی دخل و تصرف. متاسفانه فعلا مقدور نیست لینک دانلود اصل مطلب رو براتون بزارم اما مرجع سایت سکولاریسم برای ایرانه.
نظرسنجی های زیادی نشون دهنده اینه که کلمه بیخدا یا (Atheist) باعث ترد شدن فرد توسط جامعه میشه. 87 درصد از مردم آمریکا گفتن هرگز به وجود خدا شک نکردن و تنها 10 درصد خودشونو بی خدا می دونن که اون هم رو به کاهش ارزیابی شده. بی خدایان همواره آدمهایی ناشکیبا ، غیر اخلاقی ، افسرده و نادان تصور شدن.
1. مردم فکر می کنن بیخدایان معتقدن زندگی بی معنیه
برعکس این خداباوران هستن که نگران بی ارزشی زندگی هستن و تنها با وعده های شاد ابدی ، میتونن معنی برای این زندگی پیدا کنن. بی خدایان به این گرایش دارن که زندگی حتما با ارزشه و ارزشش هم به زندگی کردن ماست. وقتی کسی رو دوست داریم ، این دوست داشتن در زمان حال زیباست و با ارزش ، نیازی نیست برای با ارزش شدن ابدی بشه.
2. مردم فکر می کنن بیخدایان مسئول بزرگترین جنایات بشر هستن
خداباوران اغلب مدعی هستند که جنایات هیتلر ، استالین ، مائو و پولپت محصول بدیهی بی دینی بوده ، درحالیکه اونها مثالهایی از جنون سیاسی ، نژادی وناسیونالیستی هستن. اجتماعی درتاریخ بشری وجود نداره که عذاب کشیده باشه چون مردمش خیلی زیاد منطقی ومعقول شده بودن. اشاره به جنگ های بزرگ خداباوران مثل جنگ های صلیبی ، جنگ های گسترش اسلام و ... هم بد نیست
3. مردم فکر می کنن بیخدایان معتقدن همه چیز اتفاقی بوجود اومده
این طرز فکر معمولا انتقادی به نظریه تکامل داروینه ولی اونایی که اینطور فکر می کنن قطعا نظریه تکامل رو یا اصلا نشنیدن یا نفهمیدن. صد البته هیچ بی خدایی ادعا نکرده که می دونه دقیقا چطور این دنیا بوجود اومده و در مقابل این خداباوران هستن که شدیدا اصرار بر این دارن که می دونن چی باعث بوجود اومدن دنیا شده. همونطور که قبلا هم گفتم، وقتی مسئله ای رو نمی دونیم بهتره اظهار نظر قطعی در موردش نکنیم. این کاریه که خداباوران در مورد بوجود اومدن دنیا می کنن. علم فیزیک و کیهان شناسی هنوز نتونسته شواهد کاملی برای تایید هر نوع نظریه قطعی در مورد بوجود اومدن دنیا پیدا کنه و تا وقتی پیدا نکرده هم ادعایی در این مورد نخواهد داشت. همینطور بی خدایان. ما بی خدایان معتقدیم که فعلا نمی دونیم چی باعث بوجود اومدن این دنیا شده ، اما می دونیم خدایی که خداباوران معرفی می کنن کاملا غیر منطقی و بعیده
4. مردم فکر می کنن بیخدایی ربطی به علم نداره
همینطور ممکنه دانشمند باشی و هنوز به خدا اعتقاد داشته باشی. اما نظر سنجی های بسیاری نشون داده که میزان علم با خداباوری رابطه عکس داره. برای نمونه 90 درصد از مردم عامی آمریکا به خدا اعتقاد دارن اما 93 درصد از اعضای آکادمی ملی علوم برعکس
5. مردم فکر می کنن بیخدایان مغرورن
وقتی دانشمندا چیزیو نمیدونن ( مثل اینکه چرا جهان بوجود آمده وچگونه اولین مولکول خود تکثیر کننده شکل گرفته) بهش اقرار می کنن. وانمود کردن به دونستن چیزی که نمیدونی مسئولیت بزرگیه توی علم. در صورتی که این خون زندگی ادیانه. یکی از خنده دار ترین مباحث مذهبی اینه که هی تو بحثهاشون به خودشون جایزه میدن برای اینکه حقایقی رو در باره کیهان شناسی و شیمی و بیولوژی می دونن که هیچ دانشمندی نمی دونه. درصورتی که وقتی درباره طبیعت ، کیهان و دنیای موجود ما ، سوال میشه بیخدایان فقط نظرات عملیشونو میگن، این غرور نیست این صداقت روشنفکریه.
6. مردم فکر میکنن بیخدایان از تجارب روحی برخوردار نیستن
البته توضیحی در این مورد لازمه. بیخدایان اصولا به روح اعتقادی ندارن. احساساتی که در مورد ما انسان ها اتفاق میافته مثل عشق ، ترس ، احترام و ... به هیچ عنوان روحی تلقی نمیشن بلکه همونطور که در زبان انگلیسی این مطلب تقریبا اصلاح شده در زبان فارسی هم بهتره به جای کلمه روحی ، کلمه ذهنی استفاده بشه. بیخدایان به هیچ عنوان در مورد مسائل ذهنی (عشق ، امید ، ترس ، احترام ، کمک به هم نوع و ...) با بقیه فرق نمی کنن. فرقی که این بین هست اینه که خداباوران همیشه موفقیت ها و شکست های خودشون رو مدیون و مربوط به قدرتی ماوراء الطبیعه می دونن ولی بیخدایان همه اتفاقات رو نتیجه رفتار خودشون و جامعه می دونن.
7. مردم فکر میکنن بیخدایان معتقدن که چیزی فراتر از زندگی انسان و ادراکش وجود نداره
دوباره تکرار میکنم. بیخدایان آزادانه به محدود بودن درک انسان اقرار کرده و میکنن. در صورتی که خداباوران اینطور نیستن. چیزی که واضحه اینه که ما همه کهکشان ها رو کاملا درک نمیکنیم و نمیفهمیم و بیشتر بدیهیه که نه تورات نه انجیل و نه قرآن بهترین شناخت ما از کیهانو منعکس نمی کنن. ما نمیدونیم که توی کیهان ، حیات پیچیده ای دیگه ای هست یا نه. اما شاید باشد، اگر هست، چنین موجوداتی میتونن فهمشونو از طبیعت خیلی بیشتر از ما رشد داده باشن. یه بیخدا میتونه آزادانه این احتمالاتو قبول کنه. ازنظر یک بیخدا، دنیای مطلقیت مذهبی، زیبایی و بیکرانی واقعیه جهانو به ابتذال می کشه و کسی برای فهمیدن این مطلب احتیاجی به مدرک نداره. و در مقابل خداباوران فکر می کنن که کل این دنیا فقط برای امتحان کردن انسان بوجود اومده. احتمالا نمی دونن که اگر همین الان کره زمین با یک شهاب سنگ بزرگ برخورد کنه و کل حیات روی زمین از بین بره ، در واقع هیچ اتفاق خاصی توی کیهان نیافتاده. میلیاردها ستاره ، سیاره ، سیارک و ... همچنان به همون روال قبلی خودشون ادامه خواهند داد.
8. مردم فکر میکنن بیخدایان این حقیقت که مذهب برای جامعه مفیده رو رد می کنن
صد البته. نه تنها مذهب ، بلکه خدا. اگر کمی فکر کنید خودتون اینو میفهمین. اما این به اون معنی نیست که کارهایی که توی جامعه خوب تلقی میشن بدون مذهب یا خدا بد میشن و برعکس. بلکه بیخدایان معتقدن که این خوبی و بدی درکی نسبیه که طی قرن ها تکامل توی انسان بوجود اومده. چه بسا بشه پیامبران رو برای این امر سرزنش کرد که خوبی های جامعه بشری رو به اسم خودشون و خداشون تموم کردن. خداباوران کارهای خوب رو به این دلیل انجام می دن که خدا بهشون پاداش بده و کارای بد رو به خاطر این انجام نمیدن که خدا عذابشون نده. این ابتذاله نه فضیلت. باور به دنیایی بعد از این زندگی تمام ارزش ها رو به ابتذال می کشونه.
فکر کنید من و شما با هم دوستیم ، دوست خیلی صمیمی. حالا بعد از چندین سال دوستی ، شما از من کاری میخواید که میتونم براتون انجام بدم. اگر بعد از انجام اون کار من مقداری پول بابت کارم از شما بخوام چی فکر می کنید؟ آیا این طلب مزد کردن ارزش کمک من و دوستی منو از بی نهایت به همون مقدار پول کاهش نمیده؟ همینطور اگر به خاطر خدا دروغ نگید ، یا به خاطر خدا راست بگید و نه به خاطر انسانیت و ارزش واقعی راستی و زشتی دروغ ، ارزش کارتون هم به اندازه همون خداتونه. (یعنی هیچ و پوچ ، اصلا ارزشی نداره). از طرف دیگه همین مذهب در طول تاریخ باعث کشته شدن میلیون ها و بدبخت شدن میلیاردها انسان شده. همین امروز هم مذهب باعث حماقت هاییه که از بشر قرن بسیت و یکم بعیده. مثلا به مسئله اسرائیل و فلسطین نگاه کنید. دو ملت برای یک تکه زمین هر روز همدیگرو میکشن. چرا باید چیزی که باعث رنج بشره مفید دونست.
دوستان وقتی میگم دنیا بی خدا زیباتره برای همیناست که شنیدید و صدها مثال دیگه. اغلب کسایی که از خدا و دین طرفداری میکنن نمیدونن اصلا چیزی که ازش طرفداری میکنن چیه و چه پیشینه ای داره. به عنوان مثال من چندین نفر رو میشناسم که شدیدا به حق بودن کتاب قرآن و اینکه از طرف خدا نازل شده اصرار دارن و از تمامی چیزهایی که توش نوشته شده دفاع میکنن بدون اینکه حتی یکبار خونده باشنش. بعضی ها هم خوندنش اما به زبونی که نمیفهمن در واقع میشه گفت اونا هم نخوندن. اکثر اونهایی که ادعا می کنن به خدا اعتقاد دارن و در مورد اعتقادشون فکر هم کردن ، ساعت ها با خدا صحبت کردن و این صحبت کردن خودشونو فکر کردن در مورد وجود خدا می دونن. اونها اول فرض به وجود این ادعا گذاشتن و انقدر به خودشون تلقین کردن که این مسئله محالو بدیهی میدونن.
بیشتر طولش نمیدم. امیدوارم روزی آمار نظر سنجی هام اونطور بشه که دوست دارم نه اونطور که پیش بینی می کنم. راستی این نظر سنجی ابتدای سال میلادی عوض میشه.
موفق ، پیروز و سربلند باشید.
درود
قبل از هر چیز بابت اینکه مدتی چیزی ننوشتم معذرت میخوام. دوستی چند روز پیش ازم پرسید وقتی میگی "دنیا بدون خدا زیباتره" ته دلت یه چیزی نمیگه مگه میشه؟ در جواب اون دوستم گفتم که این حرف رو با دلیل می زنم. توی این پست سعی دارم کمی از اون دلایل رو بیان کنم.
مطلبی در سایت سکولاریسم برای ایران از آقای سم هریس و ترجمه آقای فرزاد نازاری نقل شده که خلاصه ای از اون رو براتون می نویسم با کمی دخل و تصرف. متاسفانه فعلا مقدور نیست لینک دانلود اصل مطلب رو براتون بزارم اما مرجع سایت سکولاریسم برای ایرانه.
نظرسنجی های زیادی نشون دهنده اینه که کلمه بیخدا یا (Atheist) باعث ترد شدن فرد توسط جامعه میشه. 87 درصد از مردم آمریکا گفتن هرگز به وجود خدا شک نکردن و تنها 10 درصد خودشونو بی خدا می دونن که اون هم رو به کاهش ارزیابی شده. بی خدایان همواره آدمهایی ناشکیبا ، غیر اخلاقی ، افسرده و نادان تصور شدن.
1. مردم فکر می کنن بیخدایان معتقدن زندگی بی معنیه
برعکس این خداباوران هستن که نگران بی ارزشی زندگی هستن و تنها با وعده های شاد ابدی ، میتونن معنی برای این زندگی پیدا کنن. بی خدایان به این گرایش دارن که زندگی حتما با ارزشه و ارزشش هم به زندگی کردن ماست. وقتی کسی رو دوست داریم ، این دوست داشتن در زمان حال زیباست و با ارزش ، نیازی نیست برای با ارزش شدن ابدی بشه.
2. مردم فکر می کنن بیخدایان مسئول بزرگترین جنایات بشر هستن
خداباوران اغلب مدعی هستند که جنایات هیتلر ، استالین ، مائو و پولپت محصول بدیهی بی دینی بوده ، درحالیکه اونها مثالهایی از جنون سیاسی ، نژادی وناسیونالیستی هستن. اجتماعی درتاریخ بشری وجود نداره که عذاب کشیده باشه چون مردمش خیلی زیاد منطقی ومعقول شده بودن. اشاره به جنگ های بزرگ خداباوران مثل جنگ های صلیبی ، جنگ های گسترش اسلام و ... هم بد نیست
3. مردم فکر می کنن بیخدایان معتقدن همه چیز اتفاقی بوجود اومده
این طرز فکر معمولا انتقادی به نظریه تکامل داروینه ولی اونایی که اینطور فکر می کنن قطعا نظریه تکامل رو یا اصلا نشنیدن یا نفهمیدن. صد البته هیچ بی خدایی ادعا نکرده که می دونه دقیقا چطور این دنیا بوجود اومده و در مقابل این خداباوران هستن که شدیدا اصرار بر این دارن که می دونن چی باعث بوجود اومدن دنیا شده. همونطور که قبلا هم گفتم، وقتی مسئله ای رو نمی دونیم بهتره اظهار نظر قطعی در موردش نکنیم. این کاریه که خداباوران در مورد بوجود اومدن دنیا می کنن. علم فیزیک و کیهان شناسی هنوز نتونسته شواهد کاملی برای تایید هر نوع نظریه قطعی در مورد بوجود اومدن دنیا پیدا کنه و تا وقتی پیدا نکرده هم ادعایی در این مورد نخواهد داشت. همینطور بی خدایان. ما بی خدایان معتقدیم که فعلا نمی دونیم چی باعث بوجود اومدن این دنیا شده ، اما می دونیم خدایی که خداباوران معرفی می کنن کاملا غیر منطقی و بعیده
4. مردم فکر می کنن بیخدایی ربطی به علم نداره
همینطور ممکنه دانشمند باشی و هنوز به خدا اعتقاد داشته باشی. اما نظر سنجی های بسیاری نشون داده که میزان علم با خداباوری رابطه عکس داره. برای نمونه 90 درصد از مردم عامی آمریکا به خدا اعتقاد دارن اما 93 درصد از اعضای آکادمی ملی علوم برعکس
5. مردم فکر می کنن بیخدایان مغرورن
وقتی دانشمندا چیزیو نمیدونن ( مثل اینکه چرا جهان بوجود آمده وچگونه اولین مولکول خود تکثیر کننده شکل گرفته) بهش اقرار می کنن. وانمود کردن به دونستن چیزی که نمیدونی مسئولیت بزرگیه توی علم. در صورتی که این خون زندگی ادیانه. یکی از خنده دار ترین مباحث مذهبی اینه که هی تو بحثهاشون به خودشون جایزه میدن برای اینکه حقایقی رو در باره کیهان شناسی و شیمی و بیولوژی می دونن که هیچ دانشمندی نمی دونه. درصورتی که وقتی درباره طبیعت ، کیهان و دنیای موجود ما ، سوال میشه بیخدایان فقط نظرات عملیشونو میگن، این غرور نیست این صداقت روشنفکریه.
6. مردم فکر میکنن بیخدایان از تجارب روحی برخوردار نیستن
البته توضیحی در این مورد لازمه. بیخدایان اصولا به روح اعتقادی ندارن. احساساتی که در مورد ما انسان ها اتفاق میافته مثل عشق ، ترس ، احترام و ... به هیچ عنوان روحی تلقی نمیشن بلکه همونطور که در زبان انگلیسی این مطلب تقریبا اصلاح شده در زبان فارسی هم بهتره به جای کلمه روحی ، کلمه ذهنی استفاده بشه. بیخدایان به هیچ عنوان در مورد مسائل ذهنی (عشق ، امید ، ترس ، احترام ، کمک به هم نوع و ...) با بقیه فرق نمی کنن. فرقی که این بین هست اینه که خداباوران همیشه موفقیت ها و شکست های خودشون رو مدیون و مربوط به قدرتی ماوراء الطبیعه می دونن ولی بیخدایان همه اتفاقات رو نتیجه رفتار خودشون و جامعه می دونن.
7. مردم فکر میکنن بیخدایان معتقدن که چیزی فراتر از زندگی انسان و ادراکش وجود نداره
دوباره تکرار میکنم. بیخدایان آزادانه به محدود بودن درک انسان اقرار کرده و میکنن. در صورتی که خداباوران اینطور نیستن. چیزی که واضحه اینه که ما همه کهکشان ها رو کاملا درک نمیکنیم و نمیفهمیم و بیشتر بدیهیه که نه تورات نه انجیل و نه قرآن بهترین شناخت ما از کیهانو منعکس نمی کنن. ما نمیدونیم که توی کیهان ، حیات پیچیده ای دیگه ای هست یا نه. اما شاید باشد، اگر هست، چنین موجوداتی میتونن فهمشونو از طبیعت خیلی بیشتر از ما رشد داده باشن. یه بیخدا میتونه آزادانه این احتمالاتو قبول کنه. ازنظر یک بیخدا، دنیای مطلقیت مذهبی، زیبایی و بیکرانی واقعیه جهانو به ابتذال می کشه و کسی برای فهمیدن این مطلب احتیاجی به مدرک نداره. و در مقابل خداباوران فکر می کنن که کل این دنیا فقط برای امتحان کردن انسان بوجود اومده. احتمالا نمی دونن که اگر همین الان کره زمین با یک شهاب سنگ بزرگ برخورد کنه و کل حیات روی زمین از بین بره ، در واقع هیچ اتفاق خاصی توی کیهان نیافتاده. میلیاردها ستاره ، سیاره ، سیارک و ... همچنان به همون روال قبلی خودشون ادامه خواهند داد.
8. مردم فکر میکنن بیخدایان این حقیقت که مذهب برای جامعه مفیده رو رد می کنن
صد البته. نه تنها مذهب ، بلکه خدا. اگر کمی فکر کنید خودتون اینو میفهمین. اما این به اون معنی نیست که کارهایی که توی جامعه خوب تلقی میشن بدون مذهب یا خدا بد میشن و برعکس. بلکه بیخدایان معتقدن که این خوبی و بدی درکی نسبیه که طی قرن ها تکامل توی انسان بوجود اومده. چه بسا بشه پیامبران رو برای این امر سرزنش کرد که خوبی های جامعه بشری رو به اسم خودشون و خداشون تموم کردن. خداباوران کارهای خوب رو به این دلیل انجام می دن که خدا بهشون پاداش بده و کارای بد رو به خاطر این انجام نمیدن که خدا عذابشون نده. این ابتذاله نه فضیلت. باور به دنیایی بعد از این زندگی تمام ارزش ها رو به ابتذال می کشونه.
فکر کنید من و شما با هم دوستیم ، دوست خیلی صمیمی. حالا بعد از چندین سال دوستی ، شما از من کاری میخواید که میتونم براتون انجام بدم. اگر بعد از انجام اون کار من مقداری پول بابت کارم از شما بخوام چی فکر می کنید؟ آیا این طلب مزد کردن ارزش کمک من و دوستی منو از بی نهایت به همون مقدار پول کاهش نمیده؟ همینطور اگر به خاطر خدا دروغ نگید ، یا به خاطر خدا راست بگید و نه به خاطر انسانیت و ارزش واقعی راستی و زشتی دروغ ، ارزش کارتون هم به اندازه همون خداتونه. (یعنی هیچ و پوچ ، اصلا ارزشی نداره). از طرف دیگه همین مذهب در طول تاریخ باعث کشته شدن میلیون ها و بدبخت شدن میلیاردها انسان شده. همین امروز هم مذهب باعث حماقت هاییه که از بشر قرن بسیت و یکم بعیده. مثلا به مسئله اسرائیل و فلسطین نگاه کنید. دو ملت برای یک تکه زمین هر روز همدیگرو میکشن. چرا باید چیزی که باعث رنج بشره مفید دونست.
دوستان وقتی میگم دنیا بی خدا زیباتره برای همیناست که شنیدید و صدها مثال دیگه. اغلب کسایی که از خدا و دین طرفداری میکنن نمیدونن اصلا چیزی که ازش طرفداری میکنن چیه و چه پیشینه ای داره. به عنوان مثال من چندین نفر رو میشناسم که شدیدا به حق بودن کتاب قرآن و اینکه از طرف خدا نازل شده اصرار دارن و از تمامی چیزهایی که توش نوشته شده دفاع میکنن بدون اینکه حتی یکبار خونده باشنش. بعضی ها هم خوندنش اما به زبونی که نمیفهمن در واقع میشه گفت اونا هم نخوندن. اکثر اونهایی که ادعا می کنن به خدا اعتقاد دارن و در مورد اعتقادشون فکر هم کردن ، ساعت ها با خدا صحبت کردن و این صحبت کردن خودشونو فکر کردن در مورد وجود خدا می دونن. اونها اول فرض به وجود این ادعا گذاشتن و انقدر به خودشون تلقین کردن که این مسئله محالو بدیهی میدونن.
بیشتر طولش نمیدم. امیدوارم روزی آمار نظر سنجی هام اونطور بشه که دوست دارم نه اونطور که پیش بینی می کنم. راستی این نظر سنجی ابتدای سال میلادی عوض میشه.
موفق ، پیروز و سربلند باشید.
۱۳۸۸ آبان ۱۹, سهشنبه
دام مدید
یک شعر بسیار زیبا به نقل از وبلاگ "این منم در جهانی دگر" نوشته شده توسط آرش حسینی به نام دام مدید:
به یک حادثه ، عالم آمد پدید
هزاران سوال از رموزش دمید
بشد ناتوان در جواب آدمی
و انسان خدا را ز جهل آفرید!
گذشت از چنین خلق معبودشان
ولی کس خدای جهان را ندید
درین مسلخ درد و خوف بشر
برای خرد تار آیین تنید
هر آنکس که نادان ز قومش بدید
خودش را به حکم رسول برگزید!
یکی قصه ی مار و موسی بگفت
که چوب و عصایش چو ماری خزید!
و آن یک بگفت ماجرایی دروغ
از آن قوم لوط و ثمود پلید!
هزاران حکایت ز نوح و یهود
و آن قصه های سراسر بعید
پیاپی از آن چاه اوهام خلق
حکایات ایوب و یوسف پرید!
سرانجام به صحرای خشک عرب
جهان ماجرای محمد شنید
که با زور شمشیر و گردن زدن
به کامش نمود مردمان را مُرید
محمد از آن دینِ حرص و هوس
زنان را به زنجیر شهوت کشید
دل جاهلان را ز مکرش ربود
سر عاقلان را به تیغش برید
به آنها ابوجهل و نادان بگفت
به حکم خدایش شکمها درید
برای تجاوز به اقلیم پارس
عرب با رسولش به قدرت رسید
و این خاکِ میهن چو ویرانه شد
ز شمشیرشان خون ایران چکید
چو یک گله از مهد غارتگران
عرب در سرای بزرگان چرید
هر آنکس قیام وطن را بخواست
از آن طعم تیغ مسلمان چشید
و حالا تو ای عاشق اهل بیت
به نور حسینت چه داری امید؟
عرب دشمن خاک ایران توست
چه فرقی نماید حسین و یزید!
تو یاری مخواه آدم ساده لوح
که اجداد او خون ایران مکید
بخوان تا بفهمی کلام فریب
که قرآن ندارد پیامی مجید
بزرگی نبینی در این دینشان
شده بهر افکار شیطان کلید
دراین راه پوچ و سراسر تباه
نرو زانکه هرگز نگردی شهید!
از این تیرگی های راه سیاه
نیابی تو پندار پاک و سپید
اگر این جهالت گرفتی ز عقل
اگر خونِ فکرت به مغزت جهید
بزن آتشی بر رسوم کثیف
بیار در وجودت تو فکری جدید
بدان که خدایی ندارد وجود
مشو طعمه ی مکر دام مدید
اشتراک در:
پستها (Atom)