صفحات

۱۳۸۹ اردیبهشت ۵, یکشنبه

چه چیز ارزشمند است؟

حقیقت شماره 1: عکسی که می بینید سال 1990 توسط شاتل وییجر1 از نزدیکی سیاره زحل گرفته شده. نقطه ای که روی عکس مشخص شده ، زمین ماست. نمیخوام از کیهان و کیهان شناسی صحبت کنم ، فقط به همین نکته بسنده می کنم که فاصله سیاره زحل تا زمین 66.5 دقیقه نوری است. منبع

حقیقت شماره 2: فکر میکنم قدیمی ترین نشانه هایی که از زندگی اجتماعی بشر کشف شده نهایتا مربوط به 15 هزار سال پیش باشه. اما کره زمین 4.5 میلیارد سال سن داره. منبع

نمیخوام با سوال کردن اعتقادات کسی رو به چالش بکشم. حرفم اصلا این نیست. امروز زمین محل زندگی حدودا 7 میلیارد انسانه. این که چه کسی چه اعتقادی داره اصلا مهم نیست. چیزی که اهمیت داره ، اینه که اعتقاد هرکس چه تاثیری روی زندگی بقیه انسان ها داره. اگر با انصاف نگاه کنیم ، حکومت های دیندار و بی دین بسیاری بودن که قوانین بشری رو زیر پا گذاشتن. اصولا حساب اعتقادات باید از حکومت ها جدا بشه (آخ که اگه میشد چقدر خوب بود). صرف نظر از تاثیرات دین و خداباوری توی حکومت و کشورداری و ... میخوام به بررسی این موضوع در حد فردی بپردازم.
هر تفکری با تعریف ارزش و ضد ارزش معنی میشه و با چارچوب هایی که مشخص می کنه طرفدار های خاص خودشو پیدا میکنه. این تفکرها معمولا توسط یک یا چند فرد ابداع می شن و در نهایت اسم دین یا فرقه یا هر چیز دیگه ای می گیرن. اما من فکر میکنم در کنار همه این تفکرات مغز انسان طی فرایند تکاملی به تفکری عمومی رسیده باشه. چیزی که بهش میگن خرد جمعی.
نمیخوام اینجا از ارزش های شخصی خودم حرف بزنم. انسان به طور عادی احساس خوبی به پدر و مادرش داره ، بی دلیل هم نیست چون اونها بودن که ما رو زنده نگه داشتند. قانون تکامل میگه این مسئله مطلوبه. کاری ندارم به این که این روزها شاید خیلی ها از زندگی دل خوشی نداشته باشند و بخوان که زودتر مرگ رو تجربه کنن. اکثر تجربیات اجتماعی دیگر هم به دلیل تدوام در اجتماع به تکاملی نسبی رسیده اند. مثلا انسان ها معمولا دوست دارن حرف راست بشنوند. این نشون میده که معتقدند "حرف راست خوبه" و در مقابل "دروغ بده".
امروزه علم کم کم داره ثابت میکنه که هر اتفاق احساسی (ناراحتی ، ترس ، خوشحالی و ...) که برای ما میافته کنش ها و واکنش های شیمیایی هستند که در مغز یا جاهای دیگه بدن اتفاق میافته. فکر میکنم اندروفین بهترین مثال باشه و نیازی به توضیح هم نداره. اما حالا که فعلا راهی برای کنترل تمام حس ها مون رو نداریم چی؟
اگر بخوایم نگاهی کاملا علمی و بدور از احساس داشته باشیم ، قاعدتا هر چیزی که به بدن ضرر میرسونه طبق نظریه تکامل بده ، پس هر کاری که باعث بشه کنش یا واکنشی در بدن صورت بگیره که برای بدن خوب نباشه ، خوب نیست. از همین جا میتونیم اعمال و حرکات اجتماعی رو ارزیابی کنیم و برچسب خوب یا بد بهشون بزنیم.
اما اگر بخوایم یه کم با احساس خودمون قضاوت کنیم چی؟
من می گم توی این دنیا به این بزرگی ، که بود و نبود نه تنها ما آدمها ، بلکه کره زمین و حتی منظومه شمسی ، هیچ تاثیری توی کیهان نداره و با توجه به این که ما انسان ها به طور فردی که خیلی کوتاه و بطور کلی هم زمان کمی فرصت حیات داریم ، چرا باید کاری کنیم که لذت نبریم؟ چرا باید کاری کنیم که دیگران لذت نبرن؟ حالا که دیگه هستیم و تنها چیزی که تقریبا ازش مطمئنیم اینه که یه روز خیلی نزدیک میمیریم. چرا باید جوری زندگی کنیم که خودمون یا دیگران از بودنمون لذت نبرن؟
هیچ ارزشی همیشه ثابت نیست (فکر نمی کنم این نیازی به اثبات داشته باشه) ، این ماییم که ارزش و ضد ارزش ها رو میسازیم ، فقط قبل از اینکه خواستیم در مورد هرچیزی قضاوت کنیم و ازش ارزش یا ضد ارزش بسازیم یادمون نره که : توی اون نقطه ای که توی عکس دیدیم ، اثری از هیچ کدوم از قصه هایی که در مورد دیکتاتورها ، امپراطور ها ، حکومت ها ، دانشمند ها ، هنرمند ها ، قهرمان ها و ... (چه خوب و چه بد) شنیدیم ، نیست.
بیایید مهربان باشیم و سعی کنیم زندگی رو به کام خودمون و اطرافیانمون شیرین جلوه بدیم.
دانشمندی که پیشنهاد گرفتن این عکس رو داده بود (کارل سیگان) حرف خیلی زیبایی زد: هیچ کس از آسمان ها نمیاد که ما (انسانها) رو از دست خودمون نجات بده.

۲ نظر:

x102x96x گفت...

ارزش برای هرکس می تواند تعریفی داشته باشد.
شما نمی توانید بدون استدلال با چندتا عکس معیار فهم ِ ارزش بیان کنی.

تنها چیزی که تو این وبلاگ دیده می شه بیخردی هست و نبود اندیشه ی علمی.
چون به راحتی هر سخنی بیان می شود بدون معیار و استدلال و سخنی از علم.

علی فهیم نیا گفت...

آره.چرا باید توی دنیا که فقط چند روزه خون و خون ریزی باشه؟چرا باید مردم به هم دروغ بگن و چرا باید به هم بدی کنن؟آدما باید کنار هم تو صلح و صفا زندگی کنن.چرا باید شبکه های دینی مسلمانی چون القاعده و طالبان به خاطر دین آدم بکشن؟چرا باید این اتفاقا بیفته؟چرا انسان ها نباید تو صلح و صفا باشن؟ من یه حرفی دارم. اسلام و قرآن دقیقا برنامه ای به انسان ها دادن که اگه بهش عمل بشه صلح و صفا برقرار میشه. اگه بهش عمل بشه پول اضافی اغنیا میون فقرا تقسیم میشه و فقیری نمی مونه. این مسلمانا و مسلمان نماها هستند که با عمل نکردن به اون و باز هم ادعای مسلمانی آبروی قرآن رو می برند.بهت پیشنهاد می کنم قرآن رو بخونی. خیلی زیباس و آدم به معجزه بودنش پی می بره.